نگاهی به ریک و مورتی از زاویه نویسندگی
بخش اول: هسته مرکزی
هستهی مرکزی ریک و مورتی چیست؟
اگر خیلی ساده بخواهم بگویم:
یک دانشمند نابغه و بیپروا و بیادب، نوهی نوجوان و معمولیاش را وارد ماجراهای علمیتخیلی و خطرناک میکند؛ و این سفرها بهتدریج رابطهی میان آن دو و نگاهشان به زندگی را زیر سؤال میبرد.
همهچیز درباره ریک و مورتی است؛ مثل اسم سریال.
پس تا اینجا یک دانشمند داریم، یک نوجوان معمولی و ماجراجویی. اما این بهتنهایی داستانساز قوی نیست.
بیایید به شخصیتها نگاه کنیم. این دو نفر یک تضاد اساسی دارند.
ریک تقریباً هیچ محدودیت معمولی را قبول ندارد.
اگر چیزی غیرممکن باشد، میگوید:
«گور باباش، باید راهی برای انجامش پیدا کنیم.»
مرگ، جهانهای موازی، موجودات فضایی، زمان، اخلاق، خانواده و حتی قوانین فیزیک برایش مانع قطعی نیستند.
مورتی هنوز یک نوجوان است.
میترسد، دلبستگی دارد، احساس گناه میکند، دنبال تأیید دیگران است و هنوز برای زندگی خودش معنا و ارزش قائل است.
ریک نمایندهی آزادی مطلق از محدودیتهاست.
مورتی انسان معمولی گرفتار محدودیتها.
تضاد، موتور اصلی داستانساز است.
فرض کنید ریک به یک مسئله برخورد میکند.
راهحل منطقی برای یک انسان معمولی:
«این کار خطرناک است، پس انجامش نمیدهیم.»
راهحل ریک:
«خطرناک؟ خب که چی؟»
و مورتی همان کسی است که مدام میپرسد:
«ریک، صبر کن! این کار درست نیست!»
اینجاست که داستان ساخته میشود.
ریک مشکل را از نظر فیزیکی حل میکند، اما مورتی هزینهی انسانی آن را یادآوری میکند.
پس:
«هر بار که ریک با قدرت و هوش خارقالعادهاش محدودیتهای جهان را کنار میزند، مورتی مجبور میشود با پیامدهای انسانی و اخلاقی آن روبهرو شود.»
مثلاً در فصل اول:
یک قسمت میتواند دربارهی رؤیا باشد.
یکی دربارهی سفر بین ابعاد.
یکی دربارهی موجودات انگلی.
یکی دربارهی ابرقدرت.
یکی دربارهی دنیای کوچک.
یکی دربارهی آزمایش علمی.
موضوعها عوض میشوند.
اما رابطهی بنیادی عوض نمیشود:
ریک چیزی را بهعنوان یک مسئلهی قابلحل میبیند.
مورتی آن را بهعنوان یک مسئلهی انسانی تجربه میکند.
و از برخورد این دو، داستان بیرون میآید.
ریک و مورتی یک هستهی داخلیتر و عمیقتر هم دارد.
من بهش میگویم هستهی فلسفی که این سؤال دائماً زیر داستانهای سریال وجود دارد:
اگر بفهمی جهان بینهایت بزرگ است و برای هر اتفاقی هزاران امکان دیگر وجود دارد، آیا زندگی خودت هنوز ارزش دارد؟
اگر حداقل فصل اول این سریال را دیدهاید، شما چی فکر میکنید؟
احسان شناسا
دیدگاهها
۰ دیدگاههنوز دیدگاهی منتشر نشده است؛ نخستین نفر باشید.

احسان شناسا