رفتن به محتوای اصلی
نوشته‌ها

یادداشت

چرا غیبت از کوکائین جذاب‌تر و از شیشه خطرناک‌تر است؟

من قضاوت نمی‌کنم. این جمله چرت است. اون کسی که می‌گوید این جمله چرت نیست خودش چرت‌و‌پرته. همه ما همیشه مشغول قضاوت کردنیم؛ هر لحظه، هر ثانیه، هر دقیقه. با شنیدن کوچک‌ترین ماجرایی، خواسته یا ناخواسته، در ذهنمان قضاوت می‌کنیم. البته من که قضاوت نمی‌کنم.

هر ماجرایی داستانی است، حکایتی، عشقی، رابطه‌ای؛ اصن گور پدر این چرت‌و‌پرت‌ها. هر درختی، سنگی، برگی، پشمی، کشکی چند زاویه دارد. دیگه از مثلث که کمتر نیستیم؛ مثلث به اون مثلثیش سه تا زاویه دارد، چه برسد به داستان و ماجرا و حکایت و قصه و رابطه. وقتی داستانی خوش‌غیبت به گوشمان می‌خورد، اولین کار این است که در این گوش لامصب را ببندیم. ولی نه؛ یه عده می‌گویند نه، ما حرف‌های دو طرف را می‌شنویم بعد قضاوت می‌کنیم؛ انگار خبر ندارند واقعیت ماجرا کثافتی است میان دروغ‌های آدم‌ها. آدم‌ها واقعیت را از خودشان پنهان می‌کنند، چه برسد به دیگران. شاید هم من اشتباه می‌کنم؛ بالاخره من قضاوت نمی‌کنم.

قطعاً یا شایدم شاید به کاپل‌های جوش‌موشی برخورده‌اید. حالا کاپل‌های جوش‌موشی یعنی چی؟ راستش اسم باحال پیدا نکردم؛ ایده داشتید کامنت کنید. منظور کسانی که تا دعوایشان می‌شود با به‌اصطلاح پارتنرشان، می‌روند پیش رفیق‌هایشان و چیزهایی تعریف می‌کنند که در جزیره اپستین (محل فسق‌وفجور غیراخلاقی سابق) دیده نمی‌شود. بعد هیولا متولد می‌شود؛ البته در ذهن این دوستان بخت‌برگشته که برای دزدیدن یک عدد سیب در کودکی گرفتار این آدم‌ها شده‌اند. این هیولا سیاه‌تر و سیاه‌تر می‌شود تا اینکه می‌بینی بعله، آشتی کردند و فلان و بیسار و ادامه دایره غیبت‌های هیولاساز می‌رود برای فصل بعدی؛ یا با همین ترکیب یا با مدیریت جدید البته من که قضاوت نمی‌کنم.

خلاصه که نمی‌دانم سر و ته این یادداشت دارد به کجا می‌رود؛ احتمالاً تقصیر مهران تمدن با این کتابش است. یا امروز زیادی مدت احتضار مصرف کردم یا زیاد جوگیر شدم.

به صحبت‌های خوش‌غیبت نه بگویید؛ چه در لباس دردودل باشد، چه غیبت، چه رمانی عاشقانه، چه شعری کافرانه. برای گوش‌هایمان کمی بیشتر از دو گوشواره و پیرسینگ ارزش قائل بشیم.

اگر یک روزی در ذهنتان از من هیولا ساختید، اصن مهم نیست؛ فقط لطفاً یکم چاق‌تر تصور کنید، بلکه اونجا چاق بشم حداقل.

راستی درباره عنوان ببخشید؛ گولتون زدم. قلاب‌هام برای عنوان ته کشیده بود.

احسان شناسا

کانال تلگرام

دیدگاه‌ها

۰ دیدگاه

هنوز دیدگاهی منتشر نشده است؛ نخستین نفر باشید.

دیدگاه شما پس از تایید احسان شناسا منتشر می‌شود.