رفتن به محتوای اصلی
نقدها
پوستر داستان «صدف» و «وسوسه» از مجموعه داستان کوتاه چخوف
کتاب

داستان «صدف» و «وسوسه» از مجموعه داستان کوتاه چخوف

تاریخ یادداشت

می‌توان گفت: گرسنه بود. می‌توان گفت خیلی، خیلی گرسنه بود. می‌توان گفت از شدت گرسنگی توهم زده بود. یا می‌توان اصلاً نگفت گرسنه بود و مانند چخوف گرسنگی را نشان داد. جنبه آموزشی‌اش برایم این بود: نشان دادن بهتر از گفتن است. شاید بشود در یک جمله خیلی ساده نوشت پایش درد می‌کرد، اما می‌توان نشان داد؛ می‌توان آن زق‌زق پایش را، آن گرفتگی و بی‌حسی را، آن احساس تعلق نداشتن به آن پا را. داستان به نوعی طنز تلخ است. با دانستن این نکته که در این جهان نفرین‌شده بالای ۶۰۰ میلیون نفر با گرسنگی مزمن درگیر هستند، تلخ‌تر هم می‌شود. از نظر من هیچ‌جوره نمی‌توان معنای دقیق و قابل‌درک گرسنگی را گفت، مگر چخوفی که در نوجوانی و جوانی با این مشکل روبه‌رو بود. داستان «صدف» جنبه‌ی دیگری از انسان و انسانیت مرده را نشان می‌دهد.

مردمانی که حاضر به کمک کردن به کسی نبودند، حاضر بودند پول زیاد صدف را بدهند تا خوردن این غذای بدمزه را توسط پسربچه فقیر نگاه کنند. داستان بعدی «وسوسه» بود که البته در زبان انگلیسی به «The Siren» که ظاهراً نزدیک‌تر به نسخه روسی است ترجمه شده. نکته‌ای که می‌توان از آن یاد گرفت «توصیف» است.

این داستان برای توصیف‌هایش ارزش چندین بار خواندن را دارد. داستان قاضی و سرقاضی مشوران و منشی است.

وقتی می‌خواهند سریع و با عجله نظرشان را درباره یک پرونده بنویسند تا برای ناهار به خانه بروند، منشی درباره غذا شروع به صحبت می‌کند. من نمی‌دانم چرا منشی این کار را کرد. شاید می‌خواست همه را اذیت کند، شاید هم می‌خواست قاضی با عجله تصمیم خود را ننویسد. معنی انگلیسی‌اش که تازه فهمیدم یونانی است اینجا کمی به درد می‌خورد. سایرن همان موجودی است که با صدای خود ملوانان را گول می‌زد تا از راه‌شان خارج شوند. اینجا منشی همان سایرن موجود اسطوره‌ای است، البته در قالب انسانی با صدای انسانی و صحبت درباره یک گناه: شکم‌پرستی. می‌دانید در داستان یک فیلسوف هم بود. برایم جالب بود که حتی او که ادعای به دنبال معنای زندگی گشتن می‌کرد و روشن‌فکر بود، تسلیم وسوسه شکم شد. برایم سوال بود چرا چخوف قاضی و سیستم عدالت را برای این داستان انتخاب کرده، چرا سیستم نظامی یا پلیس نه.

بعد متوجه شدم دادگاه و قاضی به عقل و عدالت و مسئولیت‌پذیری گره خورده و یک شکم گرسنه و یک توصیف درباره غذا می‌تواند عدالت و عقل را خاموش کند. انقدر توصیف‌ها قشنگ بود که من هم احساس گرسنگی کردم.

احسان شناسا